عوض شده ایم یا عوضی؟
به قول دوستی کافی است کشوها یا زیر تخت خواب را بیرون بریزی تا دقایق تکهپاره را ببینی:
یادها و یادگارهایی که روزی برای حبسشان نمادی از آن را در گوشه خاطراتت نگهداری کرده ای و اکنون که به انها مینگری هزار هزار خاطره زیبا برایت زنده میشود. انگار زمان روزنه ای به گذشته برایت باز میکند تا سیر و کنی و لذت ببری. بخندی و بگریی.
یادها و یادگارهایی که روزی برای حبسشان نمادی از آن را در گوشه خاطراتت نگهداری کرده ای و اکنون که به انها مینگری هزار هزار خاطره زیبا برایت زنده میشود. انگار زمان روزنه ای به گذشته برایت باز میکند تا سیر و کنی و لذت ببری. بخندی و بگریی.
اما همیشه آدمهای خاطره ساز دیروز به درد امروزت نمی خورند.
گاه آرزو میکنی هیچ گاه روبرویی دوباره رخ نمیداد.
قلبم فشرده شده و پراکنده گویی میکنم.
+ نوشته شده در سی ام خرداد 1388ساعت 19:24  توسط باران
|
